مشخصات جغرافیایی گیلان » نمایشگاه بین المللی استان گیلان
امروز : چهارشنبه، 1 آذر 1396 - Wednesday، 22 November 2017

اطلاعات جامع درباره استان گيلان :

سرزمين جنگل و باران , برنج و نوغان , بستر رودهاي خروشان و پهنه رويش بنفشه ها , پامچالها , نيلوفرهاي آبي و زيستگاه قوها و مرغابي ها و هزاران گياه چشم نواز و زيبايي هاي بيشمار ديگر . جايي كه جلگه و دريا و كوهستان روي در هم مي سايند و شب و روز امواج خروشان دريا بر ساحل و ماسه زارهاي آن بوسه مي زنند. سرزميني سرشار از حيات و مملو از نشاط كه طبيعت سحرانگيز آن به همان نسبت كه مايه پويش است و سختكوشي , الهام بخش آرامش است و نيروبخش انديشه و خلاقيت . گيلان , منطقه سرسبز و دل انگيز شمال ايران كه تكيه به كوههاي البرز زده و آبهاي خزر به پايش مي ريزد در دوران زندگي خود همواره بدين شكل كه امروز مي بينيم نبوده و حتي طبيعتش هم نتوانسته است شكل نخستين خود را حفظ كند . سرزمين سبز شمال در طول تاريخ كهن خويش كه گاه و بيگاه بسان كانوني از آتش به پيكر سرد و بيروح ايران گرمي بخشيده و نام آوران آن در سايه شوريدگي و عشقي كه به سرزمين خود مي ورزيده اند بپا مي خاستند و داغ بد نامي از چهره اش مي زدودند .

ازدوران باستان

سابقه تقسيمات كشوري ايران به قرن پنجم پيش ازميلاد مسيح ( دوره فرمانروايي سلسله هخامنشي ) ميرسد . اولين تقسيمات كشوري، توسط داريوش اول ( 521 - 485 ق. م ) انجام گرفت ، كه قلمرو پادشاهي ايران شامل تمام منطقه خاورميانه ، خاور نزديك و آسياي مركزي بوده است . داريوش اول اين منطقه وسيع را به 30 قسمت بر مبناي حدود جغرافيايي و ويژگيهاي نژادي و قومي تقسيم و براي هر قسمت فرمانروا و حكمراني به عنوان ( خشتروپان ) يعني شهربان انتخاب كرد . با توجه به كتبه هاي رسمي پادشاهان پارس ، سرزمين كادوسيان و كاسپيان ( گيلان و ديگربخشهاي سواحل درياي خزر )جزو سرزمينهاي تابع هخامنشيان نبوده است .

مختصات استان گيلان شامل :

سرزمين پست و جلگه اي جنوب و جنوب غرب درياي خزر تا خط الراس ارتفاعات تالش و بخشي از دامنه هاي شمالي و جنوبي البرز غربي( حوزه انتهاي دره شاهرود )است. اين سرزمين از رود آستارا در شمال تا مرز جنوبي (بخش عمارلو) در حاشيه شاهرود ،به ترتيب؛ بين عرض شمالي در امتداد شمال غربي-جنوب شرقي،بادرازاي 235 كيلومتر، و در جهت مداري ؛ازقلل بغروداغ {دهستان گرگانرود جنوبي } در مغرب تا مرزهاي غربي استان مازندران در شرق به ترتيب ؛ بين 25،34،48 و 50،26،42 طول شرقي با پهناي متغير 105 تا 25 كيلومتر گسترده شده است. اين استان كه توسط حصار بلند البرز و تالش از بقيه سرزمين ايران جدا گرديده از شمال به درياي خزر و كشور آذربايجان، از غرب به استان اردبيل، از شرق به استان مازندران و از جنوب به استان قزوين و زنجان محدود است و مساحتي حدود 14711 كيلومتر مربع را داراست.

گيلان قديم

گيلان قديم به دو بخش عمده بيه پس و بيه پيش تقسيم مي شد . در لهجه محلي بيه به رودخانه يا ساحل رودخانه اطلاق مي شده . و منظور از رودخانه همانا سفيدرود مظهر بركت و زايندگي بوده است . رشت و لاهيجان در طول زمان بترتيب پايتخت دو قسمت بيه پس و بيه پيش بوده اند كه البته در مقطعي از زمان فومن بعنوان مركز بيه پس شناخته مي شده است . در قرن چهارم هجري ( قرن دهم ميلادي ) و يا دوره اي كه خاندان بويه در اوج قدرت بوده اند تمام گيلان و همچنين ولايات كوهستاني مشرق و طول ساحل درياي خزر ( طبرستان گرگان و قومس ) ضميمه ولايت ديلم بوده ولي در دوره هاي اخير ولايات شرقي از آن مجزا شد . نام ديلم بعدها در اثر عدم استقلال از بين رفت و دشتهاي دلتاي سفيدرود نام خود را به مجموعه نواحي مجاور داد , و سراسر به نام گيلان خوانده شد . اما به طور دقيق گيلان نام منطقه ساحلي بوده و به مناطق كوهستاني مشرف بر آن , نام ديلمان اطلاق مي شده است. در اعصار مختلف ديده مي شود كه اين نام گاهي به يكي و گاهي به ديگري تعلق مي گرفت , و منظور از آن سراسر نواحي ساحلي جنوب غربي درياي خزر بوده است. گيلان بيه پس شامل چهار شهر بزرگ بود كه هر يك معمولا امير مستقلي داشت كه بر شهر و تمام نواحي اطراف آن حكومت مي كرد. فومن در مركز اين منطقه و مجاور كوهستان ها قرار داشت. در سمت مشرق به طرف دريا شهر تولم واقع بود. گسكر در مجاورت ولايت فومن و رشت واقع شده و كمي از ساحل دريا فاصله داشت. از نظر مذهبي تمام ساكنان اين منطقه حنبلي مذهب بودند. گيلان از نظر فراواني باران و رودهاي متعددي كه آن را آبياري مي كرد مشهور بود . به استثناي خرما , آلوزرد و نيشكرقند , درخت ميوه در آن به مقدار فراوان مي روييد. مركبات را از مازندران به اين منطقه مي آوردند . شهرهاي گيلان در اطراف خود حصار نداشتند ولي پادشاهان قلعه هاي مستحكمي در آن بنا كرده بودند . تمام ساختمان ها از آجر بود . فرش خانه ها مانند خانه هاي بغداد از آجر و بام ها لته پوش و بعضي از بامها نيز گاليپوش بود . لازم به توضيح است كه لته قطعات تخته به ابعاد 30در20سانتيمتر است و گالي از ساقه برنج گرفته مي شود كه به آن كولش هم مي گويند. و اما دو قوم كاس و خزه كه تاكنون شايد كمتر به آنها پرداخته شده باشد و بخصوص خزه ها كه عليرغم تسلطي كه در بيشتر اوقات بر درياي خزر داشتند و اصلا همانگونه كه پيداست نام اين دريا نيز از اين قوم گرفته شده است به جرأت مي توان گفت كه براي اكثر مردم گيلان ناشناخته اند . كاس ها نيز همچون خزه ها قومي جزيره نشين بودند و مردان و زنان زيباروي آنها كه داراي چشماني به رنگ دريا و آسمان و موهايي بلوند بودند با دريا پيوندي نا گسستني داشتند . در اينجا بد نيست به نكته اي اشاره شود و آن اينكه در حدود قرن شانزدهم ميلادي يعني هنگامي كه كاس ها بر درياي خزر تسلط داشتند _ البته اين سلطه به تناوب با خزه ها عوض مي شد _ گروهي شرق شناس براي تهيه نقشه هاي جغرافيايي به كناره هاي اين دريا كه آنزمان درياي كاس شده بود آمدند و بدينترتيب نام پهناورترين درياچه روي زمين را كاسپين نهادند و هنوز هم اين دريا نزد اروپاييان به اين نام خوانده مي شود . از كاس ها اكنون نيز مردان و زنان چشم آبي بجاي مانده اند .

گويش

لهجه گيلاني مشتمل بر دو گويش گيلكي و تالشي مي باشد .

گويش گيلكي نيز بنوبه خود به دو بخش متمايز در دو ناحيه غربي ( بيه پس ) و شرقي ( بيه پيش ) تقسيم مي شود : يكي گويش رايج در رشت , بندر انزلي , لشت نشا , صومعه -سرا , كوچصفهان , فومن و شفت و ديگري گويش رايج در آستانه اشرفيه , لاهيجان , لنگرود , رودسر , چابكسر , سياهكل و ساير شهرهاي واقع در شرق گيلان . البته لهجه هر يك از شهرهاي مستقر در نواحي غرب يا شرق ضمن اينكه ساختار مشتركي با ديگر شهرهاي هم گروه خود دارند تفاوتهايي نيز در طرز تلفظ بعضي لغات و بخصوص افعال با آنها دارا مي باشند . اما در هنگام تحقيق و بمنظور جلو گيري از پراكندگي نظرها و تعدد لهجه ها , گويش رايج در رشت معيار بررسي و پژوهش زبان گيلكي است . گويش تالشي نيز در نواحي ماسال , شاندرمن , اسالم , تالش , تالش دولاب و حتي در انزلي و فومن و برخي بخشهاي غربي رايج است . البته گالشي نيز گويشي برگرفته شده از تالشي است كه ساكنان كوهپايه هاي غربي گيلان به آن تكلم مي كنند . لازم به توضيح است كه برخي از ساكنان كنوني شهرستان رودبار وكوهپايه هاي اطراف آن را مهاجرين كرد تشكيل مي دهند و بديهي است كه گويش رايج آنها كردي است . همچنين در ساليان اخير با مهاجرت مهاجرين ترك زبان كه عمدتا از استان اردبيل وارد استان گيلان شده اند لهجه تركي نيز در برخي شهرهاي گيلان نظير تالش و بندر انزلي و حتي رشت رواج دارد . ولي با توجه به آنچه كه در ابتداي اين قسمت گفته شد لهجه هاي اصلي و اصيل گيلان را همان گيلكي و تالشي تشكيل مي دهند .

 

 

  

جغرافياي طبيعي گيلان

از نظر جغرافيايي گيلان را مي توان به چهار قسمت مجزا و مشخص به صورت زيرتقسيم نمود :

ابتدا قسمت پست ساحلي است , كه در معرض امواج درياي خزر است . در اينجا خود را درمقابل پديده اي قابل توجه و مداوم مي بينيم : حركت امواج و شدت بادهاي شمالي و شمال غربي كه بر سطح دريا مسلط است , مسافتي طولاني از ساحل را با شنهايي كه باد آنها را جا به جا مي كند , به صورت تپه هايي به ارتفاع هفت تا ده متر و عرض دويست تا چهارصد متر , مي پوشاند . در سمت ديگر اين تپه هاي شني به طرف داخل , رودخانه ها با رسوبات زيادي كه همراه دارند از كوه سرازير مي شوند , و چون نمي توانند راهي به طرف دريا باز كنند در باتلاقها و مردابها مي ريزند . فشار امواج دريا , از رسوبات رودهايي كه به دشواري راهي به سوي دريا گشوده اند , سدي در دهانه مرداب ايجاد مي كند , و آنجا را به روي كشتيها مي بندد . اين مردابها تمام طول ساحل را مي پوشانند : نمونه بارز آنها مرداب انزلي در انتهاي غربي , و مرداب استراباد در انتهاي شرقي است , و مردابهاي مشابهي مانند مرداب لنگرود نيز در فاصله ميان آن دو قرار دارد . سواحل داخلي اين آبهاي راكد پوشيده از قشر ضخيمي از قطعات كوچك شاخه هاي زبان گنجشك , چنار , تبريزي , بيد و انواع درختهايي است كه در نواحي مرطوب مي رويد . جويها و رودخانه هايي كه از كوه سرازير مي شوند از روي اين تكه چوبها و يا از ميان ريگهاي روان راهي براي خود باز مي كنند .

در فصول باراني همه اين نواحي از آبهاي راكد پوشيده مي شود . در قسمت دوم , دامنه هاي البرز به صورت ديواره اي وسيع و شيبي جنگلي به طرف دريا كشيده مي شود . در همين قسمتها است كه مسيلها و تنگه هايي خيال انگيز وجود دارد . به دشواري مي توان عظمت و تنوع جنگلهايي را كه همانند روپوشي زيبا تمام اين مسيلها و دره ها را پوشانده است توصيف كرد و يا آنها را طبقه بندي نمود . در اين نواحي بلوط , نارون ، چنار , افرا , زبان گنجشك , زيز فون , شمشاد , گردو , آلش , سروكوهي و سرخدار - نوعي كاج - ديده مي شود . شاخه هاي موي وحشي به تنه درختان مي پيچد و بالا مي رود . در اين قسمت رازك وحشي , انجير , گوجه , گلابي و سيب وحشي فراوان است و همه جا از توتهاي وحشي , نسترن هاي وحشي , پيچك و گلهاي سرخ پوشيده شده است . جايي كه درخت غان و شمشاد ديده مي شود با بيشه هايي زينت مي گيرد. هنگام بهار بنفشه, پامچال و ديگر گلهاي جنگلي زمين جنگل را به صورت فرشي زيبا مي پوشاند. اين گلها را در منطقه معتدل جنوبي نيز مي توان ديد, ولي اين مقايسه با هند شرقي يا هند غربي به علت وجود آب و هواي خاص آن مناطق و اثر آنها در پرورش اين گلها درست تر به نظر مي رسد. گياهان اين سرزمين از نوع گياهان جنوب اروپا با شرايط آب و هوايي همانجا است و بايد رطوبتي را كه به ندرت در خارج از منطقه حاره ديده مي شود به آن اضافه نمود.

حيوانات اين ناحيه مانند حيوانات دشتهاي جنگلي عرضهاي بالاي جغرافيايي يعني مناطق نزديك به قطب است . در سومين قسمت يعني زمين هاي خارج كوهستان ها است كه شهرها و مراكز بزرگ جمعيت ديده مي شود. اين نقاط در ميان انبوه درختان جنگلي پنهان شده است , چنانكه مسافران چون به اين نقاط وارد مي شوند گمان مي برند كه هنوز از جنگل نگذشته اند و چون همه جا را غرق در شاخ و برگ گياهان طبيعي مي بينند و در هر جا با مراتع و باغهايي از ميوه هاي گوناگون روبرو مي شوند به دشواري مي توانند يقين كنند كه وارد دهكده اي شده اند و يا به شهر بزرگي رسيده اند. در اين قسمت از كشور كرم ابريشم تربيت مي شود, و تهيه كرم ابريشم در گذشته گيلان را مورد توجه بازرگانان اروپايي قرار مي داده است , و به همين جهت گيلان در نظر خارجيان مشهور ترين ولايت ايران بود . بالاخره در چهارمين قسمت پايين قسمت جنگلي , قله هاي بلند كوهها ديده مي شود , كه پو شيده از چراگاه هاي تنك است و مه زيادي آنها را مي پوشاند .قله ها تقريبا هميشه با باريكه هايي از برف به نظر مي رسند. بخاري كه از چشمه هاي آب گرم بالا مي رود , طول ساحل را تا قله هاي برف گرفته دماوند مه آلود نشان مي دهد, و به سبب نوسان تدريجي حرارت , آب و هواي اين منطقه گاهي كسل كننده و زماني حيات بخش جلوه مي كند . در رشته كوه هاي بالايي , بر روي تخته سنگها با گذرگاه هايي روبرو ميشويم , كه از لحاظ خطري كه هنگام عبور از آنها متصور مي شود , نظيرشان در ساير نقاط ايران ديده نمي شود . در منطقه خالي از درخت و در جنگلها و در دامنه كوه هايي كه بر آنها مشرف است .

ييلاقهايي

بسيار زيبا و خوش آب و هوا ديده مي شوند . درگذشته چادرنشين ها كه بايد براي تامين خوراك گله هاي خود همراه آنها زندگي مي كردند , در فصل تابستان گله ها يشان را به اين ييلاق ها مي بردند . يكي از اختصاصات مهم اين چادرنشينها آن بود كه , گاهي با قبايل چادرنشين ديگري كه بي اراده در دهكده ها جاي مي گرفتند مخلوط مي گرديدند ولي شدت گرما و شرجي بودن بيش از حد هوا آنها را وا مي داشت تا از اين عده جدا بشوند . دسته هاي كولي نيز در گيلان قديم كم نبودند . ولي امروزه با گسترش روزافزون مدنيت و زندگي شهرنشيني در استان سبز , چادر نشيني روزبروز كمرنگ و كمرنگتر مي شود و تا جاييكه اكنون بندرت مي توان اين سبك زندگي را در اين ناحيه مشاهده نمود .

رودها و منابع آبي مهم :

رودهاي بزرگ و پر آب استان گيلان عبارتند از سفيدرود , آستاراچاي , قره سو , گري چاي , هره دشت , گركانرود , ناو , لمير , شفارود , رود پلنگ دره , رود شاندرمن , توروبارس, شاديران , رودخانه پسيخان , رود شيجان , خمام رود , دسيدم رود , چاك رود , لنگرود , پلرود و شلمان رود . بر روي برخي از اين رودها سد و تأسيسات آبي نظير سد سفيدرود , سد گله ( امام زاده هاشم ) و شبكه آب بر تاريك فومن ساخته شده است . يادآوري مي شود كه بزرگترين درياچه طبيعي جهان يعني درياچه خزر نيز همچون دايه اي مهربان از طرف شمال بر سراسر استان گيلان پنجه افكنده است .

گيلان در تقسيمات كشوري

استان گيلان با 14709 كيلومتر مربع وسعت در شمال ايران و در مجاورت استانهاي اردبيل , قزوين , مازندران و زنجان واقع گرديده و از استانهاي كوچك كشور پهناور ايران محسوب مي شود . از نظر آب و هوايي , گيلان در منطقه معتدل خزري واقع شده است . رشت , بندر انزلي , لاهيجان , لنگرود , رودسر , آستانه اشرفيه , سياهكل , املش , تالش , رضوانشهر , ماسال , شفت , فومن , صومعه سرا , آستارا , رودبار شهرهاي استان گيلان را تشكيل مي دهند و همچنين اين استان داراي 40 بخش و قريب به 110 دهستان مي باشد .

تاريخ استقرار انسان در سواحل درياي خزر (گيلان )

زمان استقرار انسان در سواحل درياي خزر به طور وضوح مشخص نيست . سرزميني كه امروز گيلان ناميده مي شود ، طي قرون متمادي با ساير نقاط سواحل خزر از جمله تپورستان يا طبرستان ، سرزمين آماردها ، رويان و رستم دار داراي حيات مشتركي بوده است .با توجه به حفاريهاي باستان شناسان در يكي از غارهاي سواحل خزر به نام (( هوتو ))، استخوانهاي فسيل نشده انسان هايي را كشف كردند كه مربوط به 75 هزار سال قبل مي باشد و كشفيات بعدي در رحمت آباد گيلان نشان داد كه كرانه هاي خزر در مسير گيلان و مازندران و گرگان ، در دوره اي از مزولتيك (12000 تا 10000 سال پيش از ميلاد ) و نئولتيك ( از 10000 تا 3500 سال قبل از ميلاد ) تا آغاز پيدايش خط ، محل سكونت و استقرار انسانهايي بوده كه به اهلي كردن حيوانات و زراعت مي پرداختند و اندك اندك با فنون كوزه گري و بافندگي آشنايي پيدا كردند . آنچه مسلم است در آغاز هزاره چهارم پيش از ميلاد، گيلان محل استقرار و سكونت انسانهايي بوده كه به كارهاي كشاورزي و دامداري اشتغال داشته اند .

محاسبه ميزان رشد سالانه جمعيت در فواصل سرشماريها و در كل دوره 40 ساله مورد بحث، حاكي از پايين بودن آن در مقايسه با ميزان رشد جمعيت كشور از يك طرف و افزايش محسوس آن در فاصله سالهاي 55-65 از طرف ديگر است . اين ميزان در فاصله سالهاي 55-35 با نوسان اندكي، در حدود 1/2 درصد در سال قرار داشته است . در دوره ده ساله 65-55 ،با حدود 30درصد افزايش ،جمعيت نرخ رشد به 7/2 درصد در سال رسيده است .

 

 

  

تراكم نسبي و زيستي جمعيت :

استان گيلان بعد از استان تهران ، متراكمترين استان كشور است و از نظر تراكم زيستي نيز در سطح بالايي قرار دارد .

پراكندگي جغرافيايي جمعيت در نقاط روستايي و شهري :

پراكندگي جمعيت در نقاط روستايي استان گيلان به ويژه جلگه مركزي آن به گونه اي است كه آباديها در آن در فواصل كمتري نسبت به هم و در ارتباط سهل و آسان نسبت به شهرها واقع شده اند كه عرضه خدمات اوليه به آنها نيز به گونه اي آسان انجام مي پذيرد . در يك مقايسه سطحي در هر 478 كيلومتر مربع از مساحت استان، يك شهر و در هر 5 كيلومتر مربع ،يك روستا وجود دارد . در حالي كه در كل كشور در هر 3322 كيلومتر مربع، يك شهر و در هر 25 كيلومتر مربع، يك روستا وجود دارد . اين امر فشردگي مراكز استقرار جمعيت در گيلان را به خوبي نشان مي دهد . مهمترين ويژگي نحوه استقرار جمعيت در گيلان ، كم جمعيت بودن نسبي شهر ها و پرجمعيت بودن نسبي روستاها است . لذا به تبع چگونگي استقرار جمعيت ، نسبت شهرنشيني در استان گيلان پايين تر از كشور است . بطوريكه از نظر استقرار جمعيت، چهره روستايي دارد .

در مورد نژاد مردمان ساكن گيلان از سوي محققان اظهار نظرهاي فراواني صورت گرفته است .

از جمله (( هنري فيلد )) مي گويد : گيلان و مازندران در هزاران سال قبل محل زندگي مردمي از نژاد سومري بوده است . استرابن، جغرافي دان معروف يوناني كناره هاي درياي خزر را وطن اصلي كاسيها مي داند و مسير حركت آنها را از كناره هاي خزر تا غرب زاگرس نشان مي دهد . مورخان يوناني در بحث و بررسي از گلهاي ساكن كرانه هاي خزر، محل استقرار آنها را سرزمينهايي معرفي كرده اند كه در حال حاضر در دست گيلاني هاست . پلي،ن نويسنده قرن اول ميلادي بر اين اعتقاد است كه؛ گلها همان كادوسيانند و (( بارتولد)) مستشرق روسي نيز ساكنان قديم گيلان را كادوسيان مي نامد . او معتقد است كه همين قوم يا گروهي از آنان را گيل هاتشكيل مي دهد كه ولايت گيلان نيز نام خود را از آن قوم گرفته است . وي اضافه مي كند : در شرق اين سامان (گيلان) ،ماردان يا اماردان سكونت داشته اند و سفيدرود به نام آنها ، آمارد ناميده شده است . از نظر مورخان يونان قديم نيز كادوسيها از بوميان ايران هستند كه قبل از عزيمت آريايي هاي به ايران در گيلان و نواحي شمال شرقي آذربايجان استقرار داشته اند . مشيرالدوله پيرنيا ، در كتاب (( تاريخ ايران )) اشاره كرده است كه كادوسيان از نياكان تالشها و كادوس مصحف تالوش مي باشد كه بعد ها به صورت تالش در آمده است . از اظهار نظرها و بحثهايي كه تاكنون در اين زمينه به عمل آمده چنين استنباط مي شود كه در اوائل هزاره دوم قبل از ميلاد كاسيها و ديگر ساكنان كرانه هاي خزر براي دست يافتن به اراضي وسيعتر از تگناي كوه البرز خارج و به اطراف رهسپار شدند . اقوام و قبايل مستقر در مناطق شمالي نيز كه به چراگاههاي مناسب نياز داشتند از مواضع خود حركت و به سواحل خزر رسيدند . آرياييها يك گروه بزرگ نژادي از اين قبايل بودند كه در اثر اين گونه مهاجرتها ،گروههاي مختلف قومي در يكديگر ادغام شدند و اقوام و قبايل مختلف از جمله قوم گيل و ديلم را به وجود آوردند . گيلها در نقاطي كه بعدها به صورت شهر رشت و لاهيجان درآمد ، سكني گزيدند و ديلميان در كوهسارهاي جنوبي آن استقرار يافتند . لذا اين دو تيره از يك ريشه و نژاد بودند كه در آن زمان سرزمينهاي محل سكونت اين دو تيره را ديلمان يا ديلمستان مي ناميدند ، اما چند قرن بعد گيلان شهرت زيادتري پيدا كرد و سراسر آن ولايت به اين نام معروف شد .

صنعت

دراستان گيلان ، 240 واحد صنعتي وجود دارد كه 136 واحد آن در رشته صنايع غذايي ، آشاميدني و دخانيات فعاليت دارد ، كه به تنهايي 57 درصد صنايع استان راتشكيل مي دهند. صنايع معدني غير فلزي و مصالح ساختماني 28 واحد، و صنايع چوب با 26 واحد و صنايع شيمايي پلاستيك و چرم با 24 واحد و صنايع پوشاك و نساجي با 19واحد ، صنايع فلزي و محصولات فلزي اساسي با 7واحد، به ترتيب 7/11 درصد ، 8/10 ، 10 ، 9/7 ، 9/2 درصد صنايع را به خود اختصاص داده اند. بررسي چگونگي پراكندگي كارگاههاي بزرگ صنعتي استان نشان مي دهد كه توزيع كارگاهها درسطح شهرستانهاي استان بسيارنا برابر است شهرستان آستارا باداشتن فقط يك كارگاه بزرگ كمترين تعداد و شهرستان رشت با داشتن 115واحد بيشترين تعداد كارگاههاي صنعتي رادر خود جاي داده اند. شهرستان لاهيجان و آستانه اشرفيه 45واحد ، رودسر 27، رودبار15، فومن 12، تالش 11 بندرانزلي 14 واحد از كارگاههاي صنعتي را در خودجاي داده اند.

 

شهرستان رشت : با مساحت 2/1272 کيلومتر مربع در مرکز استان گيلان واقع شده است،رشت از شمال به دريای خزر و شهرستان بندر انزلی، از جنوب به شهرستان رودبار، از شرق به شهرستان آستانه اشرفيه، لاهيجان و سياهکل وآستانه اشرفيه، لاهيجان و سياهکل و از غرب به شهرستان های شفت و صومعه سرا و بندر انزلی محدود می شود. طبق آخرين تقسیمات اداری شهرستان رشت دارای 6 بخش، مرکزی، خمام، خشکبيجار، سنگر، کوچصفهان و لشت نشاء، 6 نقطه شهری رشت ( مرکز شهرستان )، سنگر، کوچصفهان، لشت نشاء، خشکبيجار، خمام، 18 دهستان حومه، پيربازار، پسيخان، لاکان، چوکام، کته سر، چاپارخانه، نوشر، حاجی بکنده، سنگر، سراوان، اسلام آباد، بلسبنه لولمان، کنارسر، گفشه، جيرنده، علی آباد زيبا کنار جزء اين تقسيمات می باشند. همچنين مركز رشت دارای 296 آبادی می باشد .

شهرستان انزلی : در شمال استان گیلان با وسعتی معادل 7/304 کيلومتر مربع واقع گرديده است.
اين شهرستان از شمال به دريای خزر از جنوب به شهرستان صومعه سرا، از شرق به شهرستان رشت و از غرب به رضوانشهر متصل می باشد . شهرستان انزلی دارای يک بخش مرکزی، يک نقطه شهری با نام انزلی، 2 دهستان به نام های چهار فريضه و ليچارکی حسن رود و 29 روستا می باشد..فاصله انزلی تا مرکز استان 40 کيلومتر می باشد.

شهرستان لاهيجان : در شرق استان گيلان واقع گرديده است و از شمال به دريای خزر،از جنوب به شهرستان رودبار، از شرق به شهرستان های لنگرود و رودسر و از غرب به شهرستان های آستانه اشرفيه و رشت محدود می باشد. شهرستان لاهيجان بین 45 °49 تا 13 °50 عرض جغرافيائی و04 °37 تا 23 °37 طول جغرافيايی قرار دارد.
مساحت اين شهرستان معادل 7/436 کيلومترمربع است و مرکز اين شهرستان، شهر لاهيجان می باشد. براساس آخرين تقسيمات اداری سال 1384، اين شهرستان دارای 2 بخش به نام های مرکزی و رودبنه، 2 نقطه شهری به نام های لاهيجان و رودبنه و 7 دهستان بازکياگوراب، ليالستان، ليل، آهندان و لفمجان از بخش مرکزی و شيرجوپشت و رودبنه از بخش رودبنه می باشد همچنين تعداد آبادی های شهرستان 188 پارچه استٰ شهرستان لاهيجان دارای دو ناحيه عمده جغرافيايی جلگه ای و کوهستانی است در ناحيه جلگه ای نوار باريک ساحلی و در ناحيه کوهستانی محدوده های کوهپايه ای، جنگلی و مرتعی در ارتفاعات مختلف به چشم می خورد.
جمعيت کل شهرستان لاهيجان بر اساس سرشماری سال 1385 ، 162898 نفر می باشد اين شهرستان دارای 14749 هکتار اراضی کشاورزی است که 3988 هکتار آن اراضی باغی و مابقی را اراضی زراعی تشکيل می دهد , از عمده محصولات زراعی و باغی اين شهرستان برنج،چای، توتون، مرکبات .

شهرستان رودسر : شرقی ترين شهرستان استان گيلان می باشد , مساحت اين شهرستان 1340 کيلومتر مربع است. اين شهرستان از سمت شمال به دريای خزر و از سمت جنوب به کوههای باختری البرز و استان قزوين و از سمت شرق به استان مازندران و شهرستان رامسر و از سمت غرب به شهرستان املش و از جنوب غربی به سياهکل و کليشم رودبار محدود می گردد. اين شهرستان دارای 4 بخش و 5 نقطه شهری می باشد, نقاط شهری آن عبارتند از رودسر ( مرکز شهرستان )،کلاچای، رحيم آباد واجارگاه و چابکسر ...
دهستان های اين شهرستان عبارتند از : چينی جان، رضا محله، بی بالان، ماچيان، اوشيان، سياهکلرود،اشکور عليا و سيارسقاق اشکور سفلی، رحيم آباد، شوييل ...
اقتصاد عمده اين شهرستان بر پايه کشاورزی ( کاشت محصولات برنج و چای ) است.

شهرستان فومن : در جنوب غربی استان گيلان در 51 °48 تا 26 °49 طول جغرافيايی شرقی و 01 °37 تا17 °37 عرض جغرافيائی شمالی واقع شده است, مساحت اين شهرستان 9/777 کيلومتر مربع است و در 27 کيلومتری جنوب غربی رشت واقع گرديده است.
شهرستان فومن از شمال به شهرستان صومعه سرا و ماسال، از غرب به شهرستان خلخال و استان اردبيل و از جنوب غربی به استان زنجان و از جنوب شرقی و شرق، به شهرستان های شفت و رشت محدود می شود.
بر اساس آخرين تقسيمات اداری – سياسی شهرستان فومن از 2 بخش مرکزی و سردار جنگل، 2 شهر به نام های ماسوله و فومن، 6 دهستان به نام های آليان، سردار جنگل، رود پيش، گشت، گوراب پس، لولمان تشکيل شده است.
همچنين اين شهرستان دارای 155 روستاست که 144 روستا دارای سکنه و 11 روستا خالی از سکنه است.آب و هوای مناسب و زمين های خاصلخيز فومن سبب گشته که کشاورزی رونق خاصی از آن داشته باشد.
اکثر ساکنان فومن به کار کشاورزی و دامداری اشتغال دارند,از محصولات عمده کشاورزی فومن می توان از انواع برنج و چای و کشت توتون نام برد همچنين پخت کلوچه سنتی و بافتنی هايی که در اين شهرستان رواج دارد موجب اشتغال و درآمد زائی منطقه است .

شهرستان لنگرود : در 50 کيلومتری رشت واقع شده و 10 کيلومتر با دريا فاصله دارد. لنگرود از شمال به دريای خزر، از شمال شرق به شهرستان رودسر ، از جنوب شرقی به شهرستان املش و از جنوب و جنوب غربی به شهرستان سياهکل و از شمال غربی به شهرستان لاهيجان محدود می شود. مساحت اين شهرستان معادل 438 کيلومتر مربع می باشد. بر اساس آخرين تقسيمات اداری – سياسی سال 1384 اين شهرستان دارای 3 بخش به نام های اطاق ور، کومله و مرکزی است و 7 دهستان به نام های چاف، کومله، لات ليل ، گل سفيد، درياسر، ديوشل و مريدان و 217 آبادی است که 212 روستای دارای سکنه و 5 روستا خالی از سکنه می باشد.

شهرستان آستارا : به وسعت 5/432 کيلومتر مربع در شمالی ترين نقطه استان گيلان قرار دارد.
اين شهرستان از شمال به جمهوری آذربايجان، از جنوب به شهرستان تالش، از شرق به دريای خزر و از غرببه کوههای تالش محدود می شود, از طريق گردنه کوهستانی حيران می توان به شهرستان اردبيل در ارتفاع حدود 1800 متری رسيد که در واقع ابتدای فلات ايران محسوب می شود.
اين شهرستان دارای دو بخش به نام های مرکزی و لوندويل، 4 دهستان به نام های چلوند، لوندويل، حيران و ويرمونی و 82 آبادی دارد که 70 آبادی دارای سکنه و 12 آبادی خالی از سکنه می باشد. شهر آستارا به شهر بام های سفالی معروف می باشد و از جمله وجه تسميه کلمه آستارا می توان به موارد زير اشاره نمود :
کلمه آستارا از نام استر يعنی ناهيد (آناهيد) که مورد پرستش مردان ايران باستان بوده اخذ شده است همچنين آستارا در زبان تالشی عبارت است از آ به معنی آب، ستو به معنی کنار ساحلو را به معنی راه اخذ شده است و در مجموع به معنی راهی در کنار آب است.

شهرستان آستانه : اشرفيه در شرق استان گيلان و در فاصله 30 کيلومتری مرکز استان ( رشت ) و فاصله آن تا تهران 360 کيلومتر است, اين شهرستان از شمال به دريای خزر، از شرق و جنوب به لاهيجان و از غرب به شهرستان رشت محدود شده است.
وسعت شهرستان 8/412 کيلومتر مربع است, اين شهرستان دارای 2 بخش مرکزی و کياشهر، 2 نقطه شهری بندر کياشهر و آستانه 6 دهستان به نام های دهگاه، کياشهر، چهارده، دهشال، کورگاه، كيسم و 95 روستا می باشد. يکی از نکات جالب توجه در مورد شهرستان آستانه اشرفيه : يک شهرت برنج آن و بادام زمينی و ديگری وجود بهترين خاويار دنيا که متعلق به بندر کياشهر است، می باشد.

شهرستان شفت : در ناحيه غربی استان گيلان واقع گرديده و از شمال به شهرستان های رشت و فومن، از جنوب به استان زنجان ازشرق به شهرستان رشت و از غرب به شهرستان فومن محدود می شود.
مساحت اين شهرستان معادل 9/586 کيلومتر مربع است , شهرستان شفت دارای 2 بخش به نام های احمد سرگوراب و مرکزی، 2 نقطه شهری به نام های احمد سر گوراب و شفت است و 4 دهستان به نام های ملاسرا، جيرده، نصير محله و چوبر می باشد و 97 روستا دارد،که 94 روستا دارای سکنه و 3 روستا خالی از سکنه می باشد. شهرستان شفت دارای 2 ناحيه عمده جغرافيائی جلگه ای و کوهستانی است .
در ناحيه کوهستانی محدوده های کوهپايه ای، جنگلی و مرتعی در ارتفاعات مختلف به چشم می خورد, آب و هوای ناحيه جلگه ای شهرستان شفت مرطوب و در فصل های مختلف سال دارای شرايط مطلوب می باشد و در کوهستان نيمه مرطوب و دارای شرايط متوسط است.

صومعه سرا : اين شهرستان در ناحيه غربی استان گيلان واقع گرديده و از شمال به شهرستان های انزلی و رضوانشهر، از جنوب به فومن و از شرق به شهرستان رشت محدود است. مساحت اين شهرستان معادل 9/572 کيلومتر مربع است. شهرستان صومعه سرا دارای 3 بخش به نام های مرکزی، ميرزا کوچک و تولم، 7 دهستان به نام های طاهرگوراب، ضيابر، کسماء گوراب زرميخ، مرکيه، هنده خاله و تولم می باشد.
همچنين اين شهرستان دارای 3 نقطه شهری است که عبارتند از صومعه سرا مرکز شهرستان، تولم شهر مرکز بخش تولم و گوراب زرميخ مرکز بخش ميرزا کوچک است. اين شهرستان دارای 151 روستا است که 149 روستا دارای سکنه و 2 روستا خالی از سکنه می باشند.

شهرستان تالش : در شمال غربی استان گيلان قرار گرفته است. از شمال به شهرستان آستارا، از جنوب به شهرستان رضوانشهراز شرق به دريای خزر و از غرب به استان اردبيل محدود می شود, مساحت تالش872/2215کيلومتر مربع است . مرکز تالش شهر هشتپر است که ارتفاع آن از سطح دريای آزاد به 80 متر می رسد. شهرستان تالش دارای چهار بخش به نام های حويق، مرکزی، اسالم، کرگانرود و تعداد 5 شهر، 10 دهستان و شامل 320 آبادی دارای سکنه و 50 آبادی بدون سکنه می باشد. اين شهرستان دارای دو ناحيه آب و هوايی جلگه ای و کوهستانی است.
ميزان بارندگی در اين شهرستان حدود 1000 تا 1400 ميلی متر است.

شهرستان ماسال : به مساحت 633 کيلومتر مربع در شمال غربی استان گيلان واقع شده و اين شهرستان از سمت شمال به شهرستان رضوانشهر و از جنوب و شرق به شهرستان صومعه سرا و از غرب به شهرستان خلخال از استان اردبيل محدود می شود.
ناحيه ماسال از نظر موقعيت جغرافيايی بين 43 °48 تا 43 °49 طول شرقی و 15 °37 تا 29 °37 عرض شمالی واقع است.
طبق تقسيمات اداری – سياسی ماسال دارای 2 بخش، 2 نقطه شهری، 4 دهستان و 98 پارچه آبادی می باشد. بخش مرکزی از 2 دهستان حومه و مرکزی و بخش شاندرمن از 2 دهستان شاندرمن و شيخ نشين تشکيل شده است, بخش مرکزی دارای شهر ماسال که مرکز شهرستان است، می باشد و بخش شاندرمن نيز يک شهر به نام بازار جمعه که مرکز بخش شاندرمن دارد.
از تعداد 98 روستای اين شهرستان 86 روستا دارای سکنه و 12 روستا خالی از سکنه می باشد.
بهره برداری های کشاورزی بر حسب نوع فعاليت در شهرستان ماسال عبارت است , از زراعت، باغداری، توليد گل و گياه پرورش طيور محلی، پرورش زنبور عسل، پرورش دام بزرگ و کوچک و پرورش کرم ابريشم...

شهرستان سياهکل : در ناحيه شرقی استان گيلان قرار دارد ,اين شهرستان به لحاظ موقعيت عمومی از شمال به شهرستان لاهيجان از جنوب به شهرستان های رودبار و رودسر و از غرب نيز به رودبار و رشت و از شرق به لنگرود و املش محدود می شود.
مساحت اين شهرستان برابر 6/1048 کيلومتر مربع می باشد که 13/7 درصد از مساحت کل استان گيلان را به خود اختصاص می دهد؛ این شهرستان پس از رودبار، تالش، رشت و رودسر پنجمين شهرستان به لحاظ مساحت است. سياهکل به لحاظ تقسيمات کشوری در سالهای اخير از شهرستان لاهيجان جدا شده و دارای دو بخش ديلمان و مرکزی است و دارای 2 نقطه شهری به نام های سياهکل ( مرکز شهرستان ) و ديلمان می باشد.
همچنين اين شهرستان دارای 5 دهستان به نام های لفمجان، خرارود، توتکی، ديلمان و پيرکوه می باشد.
شهرستان سياهکل دارای 248 پارچه آبادی است.جمعيت شهرستان در سال 1375، 51675 نفر بوده است.

شهرستان رضوانشهر : با 5/783 کيلومتر مربع در شمال غربی گيلان، بين سواحل دريای خزر و رشته کوههای تالش واقع شده و از دو بخش جلگه ای و کوهستانی تشکيل گرديده است ؛ رضوانشهر بين شهرستان های تالش، انزلی، صومعه سرا، ماسال و خلخال واقع شده است و بدين لحاظ از موقعيت جغرافيائی و استراتژيک ممتازی برخوردار می باشد، بدين معنا که گره گاه ارتباطی بخش های مرکزی، غربی و شمالی استان محسوب می شود و در داخل شاهراه ارتباطی گيلان به استان اردبيل و کشورهای قفقاز و روسيه قرار گرفته است.
رضوانشهر تا پيش از تبديل شدن به شهرستان در سال 1376 تالشدولاب ناميده می شد که از لحاظ سياسی و اداری يکی از بخش های پنجگانه سرزمين تالش به شمار می آمد و مرکز شهرستان تالش نيز تا پايان جنگ دوم جهانی بندر شفارود در شرق رضوانشهر کنونی بود. مردم اين منطقه از پيشينه فرهنگی و تمدن کهن برخوردارند که پيدايش آثار باستانی چند هزار ساله در آبادی های و سکه و ميانرود مويد اين مطلب است.
شغل اکثر مردم شهرستان کشاورزی ( به طور عمده کشت برنج و دامپروری ) است. گروهی از مردم نيز به فعاليت های صيادی و پرورش ماهی می پردازند. صنايع چوب و کاغذ چوکا به عنوان يکی از مهمترين صنايع استان در اين شهرستان قرار دارد و موجب اشتغال عده ای از اهالی شده است.
شهرستان رضوانشهر از جنوب به ماسال و صومعه سرا و از شرق به دريای خزر و از سمت جنوب شرقی به شهرستان انزلی و از غرب با شهرستان خلخال همجوار است. حدود 40 درصد از اين شهرستان عرصه های کوهستانی، جنگلی، مرتعی و ييلاقی، 30 درصد کوهپايه ای و 30 درصد جلگه ای و ساحلی است . آب و هوای شهرستان در بخش ساحلی جلگه ای مرطوب و در کوهستان نیمه مرطوب است. ميانگين بارش ساليانه اين شهرستان 1400-1000 ميلی متر است که از ساحل به جلگه به سمت کوهستان کاهش می يابد.
شهرستان رضوانشهر دارای 2 نقطه شهری به نام های رضوانشهر و پره سر، 2 بخش مرکزی و پره سر، 4 دهستان خوشابر گيلدولاب، ديناچال و ييلاق ارده و 98 روستای دارای سکنه و 12 روستای خالی از سکنه می باشد.
در سرشماری نفوس و مسکن سال 1365 جمعيت شهرستان 51090 نفر بود که 11576 نفر در نقاط شهری و 39514 نفر در نقاط روستايی مستقر بوده و در سال 1375 جمعيت شهرستان به 57738 نفر بالغ گرديد که 4316 نفر در نقاط شهریو 2331 نفر در نقاط روستايی بوده اند.


املش : تقريبا يکی از شهرستان های جديد استان گيلان می باشد که در شرق استان گيلان واقع شده که درتاريخ 11/5/1376 بر اساس تقسيمات جديد کشوری به شهرستان تبديل شده است. اين شهرستان 410 کيلومتر مربع مساحت دارد و از سمت شمال و شرق با شهرستان رودسر ، از سمت جنوب با شهرستان سياهکل و از سمت شمال غرب و غرب با لنگرود همسايه است, همچنين فاصله شهر املش با لنگرود 20 کيلو متر با رورسر 16 کيلو متر و با مرکز استان ( رشت ) 80 کيلومتر می باشد.
شهرستان املش دارای 2 بخش رانکوه و مرکزی و 2 نقطه شهری و 5 دهستان می باشد, بخش مرکزی شامل يک شهر به نام املش و 2 دهستان به نام های املش شمالی و املش جنوبی است. بخش رانکوه شامل يک شهر به نام رانکوه و 3 دهستان به نام های سمام ، کجيد و شبخوس لات می باشد. قسمت اعظم اين شهرستان که قسمت جنوب آن را تشکيل می دهد، کوهستانی است.

شهرستان رودبار : در جنوب استان گيلان و در يک ناحيه کوهستانی واقع گرديده است.
مرتفع ترين شهرستان گيلان با مساحتی حدود 544/2330 کيلومتر مربع از جنوب و غرب به استانهای قزوين و زنجان، از شمال و شمال غرب به شهرستان رشت و شفت و از سمت شمال شرق و شرق با شهرستان های سياهکل و املش و رودسر محدود است .
مهمترين قله شهرستان به نام دلفک با 2705 متر ارتفاع است, مهمترين رودخانه های جاری در آن سفيدرود، شاهرود، زيکلی رود ؛ سياهرود، قزل اوزن و توتکابن است. اين شهرستان دارای 4 بخش به نام های مرکزی، رحمت آباد و بلوکات، خورگام و عمارلو است .همچنین دارای 10 دهستان به نام های رستم آباد شمالی، جنوبی، کلشتر، بلوکات خورگام، دشتويل، رحمت آباد، جيرنده، کليشم ، خورگام و دلفک است,همچنين شهرستان رودبار دارای 7 نقطه شهری به نام های رودبار" مرکز شهرستان "، لوشان، منجيل، جيرنده، رستم آباد؛ توتکابن و بره سر می باشد.
کشاورزی و کشت برنج و گندم و زيتون و دامداری در اين ناحيه رواج دارد.
در شهرستان رودبار محصولاتی نظير گندم، جو، برنج، نباتات علوفه ای، دانه های روغنی، حبوبات،محصولات جاليزی و سبزی و صيفی کشت می شود همچنين محصولات باغی شهرستان عبارتند از زيتون، گردو فندق و ساير درختان ميوه ای...